یکشنبه ۱۵ مرداد ۰۲ | ۰۹:۲۱ ۲۶ بازديد
همه کسانی که با سیره امام آشنا هستند، قطعاً میدانند که نقش آن حضرت در خدمت به اسلام از اوایل زندگی آغاز شده است. زیارت اربعین امام حسین (ع) او در دوران کودکی به نهضت بالنده اسلامی کمک کرد و در زمان امیرالمؤمنین پدرش نقش بسزایی داشت و در هر سه جنگی که پدرش همراه با بقیه یاران و پیروان با ایمان شرکت کرد، شرکت کرد. .
هنگامی که برادرش حسن (علیه السلام) امام شد، از او اطاعت کرد و در هر آنچه می گفت و می کرد، پیروی می کرد. سپس نقش او با درگذشت برادرش وارد مرحله جدیدی شد. و از آنجا که نقش هر امامی از اهل بیت متناسب با شرایط اجتماعی و سیاسی عصر خود تعریف می شود، امام مسیر جدیدی را در تعیین جهت حرکت اسلامی ترسیم کرد.
بادهای انقلاب:
هنگامی که معاویه در نیمه رجب سال 60 هجری درگذشت و پسرش یزید قدرت را به دست گرفت و به والی خود دستور داد تا از مردم و به ویژه امام حسین (ع) بیعت کنند، موجی از طرد و مخالفت به راه افتاد. به سیاست خیانت و استبداد دامن زد و امام تصمیم گرفت به عنوان امام حلال و رهبر امت اسلامی که وظیفه حفظ پیام الهی آن را به عهده داشت به وظایف دینی خود قیام کند.
حضرت علیه السلام بر سر قبر جدش رفت و این دعا را خواند:
«خدایا این قبر پیامبرت محمد(ص) است و من پسر دخترش هستم و آنچه را که تو بدون شک می دانی دانستم، خدایا من دوست دارم امر به معروف و انکار از منکر کنم. تو ای خدای عز و جل در کنار این قبر و به وسیله آن کسی که در آن است تا آنچه را که تو و پیامبرت را خشنود کند برای من انتخاب کنی.»
از این رو امام حسین (ع) متعهد شد که از پیام به هر قیمتی که باشد دفاع خواهد کرد، تا زمانی که موجب رضایت خداوند باشد.
امام در ادامه با نزدیکان و یاران خود دیدار کرد و آنان را از قصد عزیمت به مکه آگاه کرد. او با مخالفت بسیاری از کسانی که سعی در منصرف کردن او داشتند، یا به دلیل ترس از کشته شدن او و یا به دلیل اینکه شجاعت کافی برای تعقیب او را نداشتند، مواجه شد. اما عزم او برای دفاع از حق با چنین مخالفت ها یا تهدیدهایی متزلزل نشد.
او اولین بیانیه انقلابی خود را که در قالب وصیت نامه ای به برادرش محمد بن الحنیفیه نوشته بود، اعلام کرد:
«... من برای ظلم و فساد بد قیام نکردم، بلکه برای اصلاح امت جدم (ص) می خواهم امر به معروف و نکوهش به منکر کنم و راه پدرم را در پیش بگیرم و بابا بزرگ".
این بیانیه ابدی اعلام رسمی انقلاب او بود.
امام (ع) به مکه سفر کرد و در آنجا در خانه عباس بن عبدالمطلب اقامت کرد و مؤمنان مکه و خارج از آن به زیارت او پرداختند و به او بیعت کردند. خبر قیام سیاسی در کوفه به مکه رسید و سران شهر نامه ای نوشتند و در آن مخالفت خود را با حکومت اموی اعلام کردند و جز امام حسین (ع) نمی پذیرفتند که بر آنان حکومت کند. پس از این نامه نامه های متعدد دیگری از امام خواسته شد تا به عنوان امام مؤمنان به شهرشان بیاید.
در راه شهادت اکبر:
یزید چنان نگران شد که تصمیم گرفت لشکری به رهبری عمرو بن سعد بن العاص بفرستد تا امام را هر کجا یافتند و به هر قیمتی که شد بکشند. امام وقتی شنید که لشکر یزید به سوی مکه حرکت می کند، ترسید که حرم شهر را زیر پا بگذارند، بنابراین تصمیم گرفت به کوفه عزیمت کند، هرچند از قبل از سرنوشت نهایی خود آگاه بود.
امام حسین (ع) و یارانش به سوی عراق حرکت کردند. اگرچه او مطمئن بود که قرار است کشته شود. اما او معتقد بود که پیروزی واقعی پیام خداوند با شهادت او محقق خواهد شد، زیرا هیچ کس دیگری برای دفاع از ظلم وجود ندارد. او می دانست که ملت جز با چنین شوک بزرگی بیدار نمی شوند. پس این شوک شهادتش باشد در کنار اهل بیت که تا آخر عمر با او رفتند.
- ۰ ۰
- ۰ نظر